عصرانه و سکوت

دفترِ خاطراتِ چکاوک کافی

عصرانه و سکوت

دفترِ خاطراتِ چکاوک کافی

نوشتن نعمته
کاش خدا این نعمتشو نگیره ازم...

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب

۱۶۹ مطلب با موضوع «من» ثبت شده است

187

درد این است که نه فقط چیز هایی که دوست داشتی و چیز هایی که داشتی
بلکه چیز هایی که دوست نداشتی و انزجار بی پروایت وقتی از آن ها حرف می زدی
و حتا چیز هایی که هرگز خاطره ی مشترکی برایم تداعی نمی کنند

و حتا چیز هایی که هرگز نداشتی و هرگز ندیده هایت هم
 همه به شکل بی رحمانه ای مرا به یاد تو می اندازند!
همه چیز مطلقن همه چیز مرا به یاد تو می اندازد. هیچ چیزی خارج از تو و بدون تو برایم وجود ندارد. درد این است.

این نوت رو ۲۸ جون ۲۰۱۸ نوشته م

184

تلفیق بوی سیگار و نرگس!

182

بعضی آدما ترجیح می دن یه لامپ سوخته تا ابد سوخته بمونه

حتا اگه اون لامپ تو قلبِ یکی بوده باشه!

181

و با تو این حقیقت ناخوش را دریافتم

که عشق، تنها برای آخرین معشوق است



غاده السمان

180

‏اگه یه ماشین ظرفشویی داشتیم شاید آدم موفقی می شدم

179

‏قسم می خورم روزای من بیست و چهار ساعت نیست

یکی وقتامو می دزده ازم!

به دادم برسید...

178

در نهایت تنهاییم

و در بدایت

و در میانه

177

‏دوسم داره/دوسم نداره/دوسم داره/دوسم نداره/دوسم داره/دوسم نداره/دوسم داره/دوسم نداره/دوسم داره/دوسم نداره/دوسم داره/دوسم نداره/دوسم داره/د...

176

زویا پیرزاد یه داستان کوتاه داره راجه به زنی که می خواد "داستان" بنویسه! تمام داستان ناخواسته به توصیف قرمه سبزی و... می گذره و هیچ داستانی نوشته نمی شه.

الان حس می کنم دور و برم، کله م، زندگیم و همه ی آدماش بوی قرمه سبزی گرفته!

175

‏یه دنیای جدید می خوام

یه دریای تازه برای غرق شدن

یه نفر که صدام کنه


- چکی!