عصرانه و سکوت

دفترِ خاطراتِ چکاوک کافی

عصرانه و سکوت

دفترِ خاطراتِ چکاوک کافی

نوشتن نعمته
کاش خدا این نعمتشو نگیره ازم...

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب

۱۶۹ مطلب با موضوع «من» ثبت شده است

144

وقتی کنار همیم و هر لحظه می خندیم دلم شورِ رفتنت رو می  زنه. می دونم خیلی زود می ری یه جای خیلی دور. دلم شور می زنه چون خیلی شبیه مهسایی!

#فرناز

143

می دونی چرا وختی حرف انتقادی می زنیم همه به خودشون می گیرن؟

می دونی چرا همه از ما بدشون می آد؟

جوابش یه جمله ی ساده س

همه شون شبیه هم ان!

ان قدر شبیه که نمی تونن حدس بزنن با کدومشونیم!!!

خنده دار تر این که ما با هیچ کدوم نیستیم؛ حرف ما این دنیاس...

نمی دونم خدا این دنیا رو گذاشته رو repeat one یا ما رو یا هر دو؟!

ولی از یه چیز مطمئنم. اون خوابش برده...

138

خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد...

ابتهاج

137

سخته. تلخه. درد داره.

نقطه ی قوت همیشه گیت بشه نقطه ضعف!

136

این جوری که حالم بده مطمئنم به زودی قراره یه خبر خوب یه اتفاق خوب، یه حال خوب برسه به م!

انَّ مع ال...

133

به ش گفتم: فقط برا یوسفت بلدی در وا کنی؟

دیدم در و دروازه و مرزی که نیست هیچ، دو تا بالم رو شونه هامه...

131

مامان برام دعا کن

دعا کن

همیشه دعام کن

تو این زمونه ی بد که همه چی شکوهشو از دست داده

همه چیز و همه کس داره ضایع و تباه می شه مامان دعام کن که عاقبت به خیر شم

عاقبت به خیری کمیاب شده خیلی.‌..

بوس

چکیت

130

نمی دونم چرا هر بار حرفِ لشکرِ اجنه می شه، بی هیچ روضه ای بی اختیار اشکم جاری می شه
ای خاک بر سرِ انسان...

129

خب منم لذت نمی برم از همنشینی با آدمایی که از تو خونه بودن لذت نمی برن!

128

نمدونم چرا این مدلی ام که باید بدی های آدما تو دلم ته نشین بشه تا واکنش نشون بدم! مثلن قد چن روز...