ترسناک ترین آدمایی که تو زندگیم شناختم اونایی بودن که می خوان آینده شونو با "من" بسازن!
حس می کنم می خوان آینده مو ازم بگیرن یا منو از آینده م...
اساسن از هر موجودِ چسبناکی بی زارم.
من زیاد تو آینه به خودم نیگا می کنم
من زیاد به آینه نیگا می کنم
اما به ندرت با خودم چشم تو چشم می شم
به ندرت تو چشاش نیگا می کنم
نمی خوام این جوری باشم
دیگه نمی خوام.
تو این داستانایی که موازی با هم پیش می رن همیشه یه قصه رو از بقیه بیشتر دوس دارم و هی انتظار می کشم که اون بخش مورد علاقه م برسه و این یکی از خوشمزه ترین انتظارای کره ی زمینه!
اللا-بوستون
أُفَوِّضُ أَمْری إِلَی اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصیرٌ بِالْعِبادِ
این جا نوشته جوامع اولیه "زن سالار" بودن!
شرط می بندم اون موقه هنوز زنا عاشق نمی شدن